ترانه 100
سختیهای زندگی رو نمیشه آسون گرفتبا حلبپاره نمیشه سقفی توو بارون گرفتنون بیار کباب ببر اسم یه بازی بود فقطتوو صفِ شلوغِ فقر حتی نمیشه نون گرفتاین روزا از رو نداری عاشق و معشوق میشنمن یه لیلی میشناسم مهرشو از مجنون گرفتدختر گُلفروش از بس که گُلاشو نفروختکاسهی گدایی رو به سمت این و اون گرفتمردی که گلیمشو از توی آب در نیاوردیه اتاق بیاجاره گوشهی زندون گرفتهیچکسی زیر پرش گله رو به چرا نبردنی شکست و رنگ زوزه صدای چوپون گرفتاین روزا از رو نداری عاشق و معش
برچسب:
نویسنده: alittlelife
اصطلاحات | کنایات | مثلها
۱. چیزی را به ریشِ کسی بستن = چیزی را به کسی تحمیل کردن۲. کار دستِ کسی دادن۳. مثل روز روشن بودن۴. خانه یا قصری روی آب ساختن = کار غیر ممکن، کار عبث۵. روزگار کسی سیاه بودن / شدن۶. از چشم کسی افتادن۷. از آخر خط برگشتن = کسی که پایان و انتهای درد و رنج و خطر را کشیده و باکی ندارد۸. دست کسی رو شدن۹. در مکتبِ کسی یا چیزی بودن۱۰. شانه خالی کردن۱۱. پا روی شانهی کسی گذاشتن۱۲. در انجام کاری دست داشتن۱۳. سگ داشتن چشمان کسی۱۴. به کام کسی زهر کرد
برچسب:
نویسنده: alittlelife


هر ظرفی با ریختن چیزی در آن پُر میشود، جز ظرف دانش که هر چه در آن جای دهی، وسعتش بیشتر میشود.
- نهجالبلاغه، حکمت ۲۰۵
برچسب:
نویسنده: alittlelife
Bluetooth
The term "Bluetooth" originates from the nickname of the 10th-century Viking king Harald "Bluetooth" Gormsson (Harald Blåtand in Old Norse), who ruled Denmark and Norway and is historically renowned for uniting various Danish tribes and regions into a more cohesive kingdom around 958 AD. اصطلاح «بلوتوث» از لقب پادشاه وایکینگ قرن دهم، هارالد بلوتوث گورمسون (هارالد بلاتاند در زبان نورس باستان) گرفته شده است.، که بر دانمارک و نروژ حکومت میکرد و از نظر تا
برچسب:
نویسنده: alittlelife
از حل مسئله تا چرائی آن
یکی از نکاتی که در خصوص پروژههای دانشگاهی وجود دارد، اعتبارسنجی نتایج و از آن مهمتر چراییِ نتایج است. ما زمانی که برای حل یک مسئله، ایدهای پیدا میکنیم و سپس در راستای پیادهسازی آن راهکاری پیشنهاد میدهیم، نیاز داریم آن را به جامعه دانشگاهی و تحقیقاتی اثبات نماییم. جهت این کار هم، سراغ انجام آزمایشهای مختلف از قبیل شبیهسازی و به اشتراکگذاری نتایج میرویم. این یک روال معمول پژوهشی است که یک پژوهشگر بایستی طی کند. منتهی مطلبی که تمای
برچسب:
نویسنده: alittlelife
پذیرش'>پذیرش تا پذیرش
گاهی پیش میآید با افرادی رو به رو میشویم که با یک پرونده زیربغل از پیشفرضها و معماهای خود، بدو بدو به سوی ما در حرکتند و میخواهند خودشان را از شر این پروندهی قطور خلاص کنند. چکار میکنند؟ یکجا آن را توی بغل ما پرت میکنند و میروند پی زندگیشان. در مواجهه با این افراد دو راه وجود دارد: یا مثل خودشان و یا بدتر از آن عمل کنیم و بیاییم پروندهاش را توی صورتش پرت کنیم و بگوییم برو همانجایی که بودی و یا پروندهاش را گرفته، و پس از تورقی، به صورت
برچسب:
نویسنده: alittlelife
ترانه 101
تو رو از دور دلم دید اما نمیدونست چه سرابی دیدهمنِ دیوونه چه میدونستم زندگی برام چه خوابی دیدهنمیدونی نمیدونی ای عشق کسی که جوونیشو ریخته به پاتواسه اینکه تو رو از دست نده چه عذابی چه عذابی دیدهآه ای دلِ مغمومآروم باش آروم هی حالِ نامعلوم آروم باش آرومنیستی اما هنوزم کنارمی نیستی اما هنوزم اینجاییروزی صد هزار دفعه میمیرم اگه احساس کنم تنهاییهرکجا رفتی و هرجا موندی منو بی خبر نذار از حالتاگه تنها شدی و دلت گرفت خبرم کن که بیام دنبالتآه ای دل مغموم آروم ب
برچسب:
نویسنده: alittlelife
ترانه ۱۰۲
توو چشمات سوالهیه عالم سوالهنگاهت پر ازآرزوهای کالهمیدونم توو ذهنتچیا میگذرهمیبینی تو امّاکی عاشقترهمیمونم کنارتدرست مثل سایهاتاز امروز تا هرروزتا اون بینهایتنمیگیره هیچکسجای خاکِ پات ونمیمیره این عشققسم میخورمتا روزی که قلبمهنوز میزنهتا وقتی که جونیتوی این تنهتوو روزای خوبتوو روزای بدهمیشه باهاتمقسم میخورمهمیشه باهاتمقسم میخورمتوی لحظههاتمقسم میخورمبه بارونِ نم نمبه دریا به کوهبه این آفرینشبه کشتیِ نوحبه ماه و ستارهبه هفت آسمونبه عشقم به عش
برچسب:
نویسنده: alittlelife
ترانه ۱۰۳
تو با قلبِ ویرانهی من چه کردیببین عشقِ دیوانهی من چه کردیدر ابریشمِ عادت آسوده بودمتو با حالِ پروانهی من چه کردیننوشیده از جامِ چشمِ تو مستمخمار است میخانهی من چه کردیمگر لایقِ تکیهدادن نبودم؟تو با حسرتِ شانهی من چه کردیمرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفرکرده! با خانهی من چه کردیجهانِ من از گریه، خیسِ بارانتو با سقفِ کاشانهی من چه کردیزندهیاد دکتر افشین یداللهی
برچسب:
نویسنده: alittlelife
ترانه ۱۰۴
اینهمه دیوونه داریخب یکیشم من!یعنی توو قلبت یه لحظمجا نمیشم من؟!من نمیرم واسه توپس واسه کی مُردم؟ من که با اسمت دلِیه عالمو بُردم!من، دلی دوسِت دارم به خداخیلی دوست دارم به خدااز این علاقهی قلبیهیچی کم نشدا !من، بگم حرفامو جز تو به کی؟همهی زندگیم خودتی!منی که از توو خاک تومیرسم به خدا قصهی مهرِ تو اونجور که بخوای دل بِکَنی نیستحسِ قلبم به تو انقدره که نابودشدنی نیستبایدم نفس کشید توو آسمونِ پُرستارَتریشههای این دیوونه، جون بگیره زیرِ سایَتفرق تو با
برچسب:
نویسنده: alittlelife